نحوه مدیریت غذای اضافی در شب – تمرینات کاهش وزن و مربیگری بوپر مربیگری



مهمترین نکته در اینجا این است که بفهمید پرخوری شما می تواند ناشی از یک عادت باشد. عادات ناشی از افکار ناخودآگاه شما هستند.

در تجربه من در کار با صدها زن در حال کاهش وزن ، اراده ابزار نادرستی است که برای رسیدن به افکار ناخودآگاه خود که مکرراً عادات و خواسته های شما را تحریک می کند ، کشیده می شود.

چگونه می توانیم تغییر مورد نظر را برای گذراندن یک شبانه روز کامل ، غذا خوردن در برنامه ، کاهش وزن و احساس بهتر در بدن و خودمان انجام دهیم؟

چگونه عادت های جدید ایجاد می کنید؟ خانمها ، اولین کاری که باید انجام دهید این است که به ذهن خود نگاه کنید. به جای عصبانی شدن و نگرانی به عصرهای خود با تعجب نگاه کنید.

با شروع معجزه در مغز خود ، در اینجا 3 گام است که می توانید برای حمایت از اهداف خود و متعادل کردن هوس و عادات غذایی خود در عصر انجام دهید.

مرحله 1. از فعالیتها ، افکار و احساسات عصر خود مطلع باشید.

مرحله 2. در مورد نوع شبی که دوست دارید داشته باشید و انجام آن برای انجام چه کارهایی لازم است ، س questionsالات قدرتمندی بپرسید.

مرحله 3. یک برنامه 90 روزه مکتوب ایجاد ، بنویسید و دنبال کنید.

مرحله 1. آگاهی از پیشنهادات و افکار و احساسات.

خبر خوب این است که پس از 60 سال زندگی ، با اتفاقاتی که هر هفته شب در 12 ماه گذشته برای شما رخ می دهد بسیار آشنا هستید. اگر وظیفه شما ثبت مواردی بود که در 7 روز اتفاق می افتاد – آگاهی فوق العاده ، آیا می توانید این کار را انجام دهید؟

حتی اگر نمی توانید رفتار خود را کنترل کنید ، برای درک علت رفتار خود و تغییر چیزی ، ابتدا باید آگاه باشید.

عادت ها با پیشنهادات ایجاد می شوند. محققان مغز معتادان به هروئین را مورد مطالعه قرار داده اند و دریافتند هنگامی که فرد معتاد به سکته مغزی بعدی فکر می کند ، هیجان (سکته مغزی انتقال دهنده عصبی ، دوپامین) وجود دارد. هر مرحله از راه برای علامت گذاری دارو ، ضربه دیگری را به مغز می رساند که دوپامین را به پاداش نهایی می رساند.

وقتی علائمی را که بخشی از عادت غذا خوردن در عصرها هستند تشخیص دهید ، می توانید علت آن را مشاهده کرده و تنظیماتی را انجام دهید.

الگوهای عصر کنونی خود را مستند کنید.

در اینجا چند نمونه سوال برای پاسخگویی وجود دارد:

  1. نگران عصر خود یا آنچه در طول روز در اواخر بعد از ظهر اتفاق افتاده است باشید؟
  2. چه زمانی اولین بار احساس اضطراب می کنید؟ آیا در راه بازگشت به خانه است؟ چه زمانی در خانه ، آپارتمان یا آپارتمان خود را باز می کنید؟
  3. زبان خود را مستند کنید آیا با دادن قدرت جادویی به غذا مشکلات خود را دراماتیک می کنید؟ (در قسمت 23 از هیچ وقت برای کاهش وزن دیر نیست ، من در مورد ذهنیت ریاضی و نمایشی به شما آموختم.) اصرار کنید که من به آن عادت ندارم)؟
  4. استدلال های فکری منفی خود را تا عصر ثبت کنید.

جای تعجب نیست که این افکار و احساسات من بودند که محرک غذا خوردن عصرانه من بودند. برای مثال ، وقتی در طول روز به من مأموریت می دادند ، خیلی خوب عمل می کردم. وقتی وقت آزاد داشتم ، همیشه به این فکر می کردم که “آیا به اندازه کافی کار می کنم؟” این فکر باعث شد که احساس اضطراب کنم. عصرهای دیگر به مکالمه ای که در طول روز اتفاق افتاده بود فکر می کردم و خودم را به خاطر حرف نادرست سرزنش می کردم. “چرا دهانم را بسته نمی گذارم!” “چگونه می توانستم این را به او بگویم؟” “تو خیلی احمقی” این افکار باعث شد احساسات بیشتری با افکار معمولی که در طول زندگی در مورد خودم داشتم پرورش داده شود. “انتظار تغییر ، ضخیم تر ، فقیرتر و زشت تر را نداشته باشید.” UAU! گذشته من دور هم جمع شد و غروب هایم را ربود. همه ناخودآگاه.

نظر شما چیست؟

مرحله 2 – س powerfulالات قدرتمند بپرسید

از خود س questionsالات قدرتمند و باز بپرسید تا مغز خود را در راه حل قرار دهید. (در قسمت 24 ، پادکست برای کاهش وزن هرگز دیر نیست ، در مورد آن بیشتر می آموزم.) در اینجا چند س possibleال احتمالی برای موفقیت و راه اندازی عصرهای شما وجود دارد:

  1. عصر ایده آل شما چگونه است؟
  2. هنگام تصور عصر ایده آل خود چه احساساتی دارید؟
  3. شما به چه افکاری اعتقاد دارید؟
  4. چه اقداماتی را انجام می دهید تا به نتایج دلخواه برسید؟

برای من ، یک عصر ایده آل شامل اتمام کار من برای آن روز است. آماده سازی و نظافت بعد از شام. صحبت کردن با شوهرم نشستن و خواندن یا تماشای تلویزیون. تقویم من را برای روز بعد مرور کنید. هر وعده غذایی را برای روز بعد آماده کنید. با دوستان تماس بگیرید تا سریع برسند. تا ساعت 10 شب با یک کتاب خوب بخوابید.

احساساتی که می خواهم احساس کنم این است موفق ، سربلند و شایستهبا

افکاری که من معتقدم عبارتند از:

  • امروز همه چیز را دادم
  • من بهترین کاری را که می توانم انجام داده ام.
  • یکی دو چیز یاد گرفتم.
  • من از فرصتهای امروز سپاسگزارم.

زمانی بود که عصرهایم به جستجوی کیک دیگری برای خوردن می گذشت. در مخفی شدن. پنهان کردن اضطراب ، خوردن و شرمندگی ناامیدی در خودم زیرا دوباره قادر به تغییر نیستم.

احساس را بیاموزید دآبا پذیرش احساس aتمام شده و به خودم اجازه می دهم آنچه را که انجام داده و به دست آورده ام (مانند هر دو احساس ناآشنا) که باید تمرین می کردم یاد بگیرم. من مجبور شدم ضربه دوپامین آن کیک را عوض کنم و به دنبال آن ناامیدی کامل از خودم با ناراحتی کندتر کمی سروتونین و به دنبال آن رفاه درجه پایین انجام شود.

مرحله 3 – ایجاد ، نوشتن و ویرایش یک برنامه عصر.

یک برنامه شب مثال ممکن است شامل موارد زیر باشد:

الف – مرور روزانه آن روز – آن را در دفتر خاطرات یا پیاده روی بنویسید

در مجله ، پیشنهادات خود را در طول روز در لیست سریع نکات مشخص کنید:

  1. مکالمات سختی که داشته اید
  2. مشکلاتی که در رابطه شما ظاهر شد.
  3. مقالات خبری که آزاردهنده بود.
  4. واکنش ها یا احساساتی که داشتید ، اما لازم بود در انظار عمومی پنهان شوید.
  5. افکاری که هنگام عبور از برخی بازارها به وجود آمد.
  6. تخیلاتی که داشتید در مورد اینکه بعد از غذا خوردن چه احساسی خواهید داشت.
  7. نگران اینکه عصر چگونه با غذا می گذرد.

ب- لیستی از فعالیت های استرس زا و عصرانه ایجاد کنید که به شما احساس خوبی می دهد.

نمونه هایی از اقداماتی که به شما احساس خوبی می دهد:

  1. مستقیما به پارک بروید و پیاده روی کنید.
  2. به کتابخانه بروید و کتاب یا مجله بخوانید.
  3. برای بررسی سریع با یک دوست تماس بگیرید.
  4. برای یک کلاس ورزشی یا گروهی ثبت نام کنید.
  5. در پادکست جدیدی مشترک شوید و بعد از کار راه رفتن را گوش دهید.
  6. زمان خود را (5 دقیقه دیگر) به مدیتیشن آرام اختصاص دهید.
  7. برای آرامش و تغذیه مجدد از رایحه درمانی استفاده کنید.
  8. به خودتان یادآوری کنید که مشکلات شما امشب حل نمی شود.
  9. زمانی را برای کار روی هر یک از مشکلات خود که متفاوت از عصر امروز است ، برنامه ریزی کنید.

ج- برای عصر خود برنامه ای مکتوب داشته باشید.

نمونه ای از برنامه عصر:

  1. با مسیری دیگر به خانه بروید.
  2. من یک شام ساده دارم که قبلاً پخته شده یا برای پخت آماده شده است.
  3. من در حین انجام این کار ظرف ها را می شستم و به پادکست گوش می دهم.
  4. من یک فنجان چای می نوشم و می نشینم و یک مرور از روزم می نویسم.
  5. برنامه ای برای وعده های غذایی فردا می نویسم.
  6. مواردی را از لیست کارهای ساده خود انتخاب کنید (#B. بالا)

دریابید چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند. آنچه را که کار می کند حفظ کنید. آنچه را که نمی کنید فراموش کنید.

اگر هر روز به مدت 90 روز این مراحل را تمرین کنید ، وضعیت احساسی و روحی خود را تغییر خواهید داد. مغز شما یک عادت جدید ایجاد می کند و انتخاب اقدامات طولانی مدت برای احساس خوب آسان تر می شود.

این به کارگیری علوم اعصاب در برنامه روزانه شما و افزودن به خرد شما است.

عاشق مغزت باش عصرهای خود را دوست داشته باشید. عاشق زندگیت باش.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *