سبت؛ سقفی روی جاده


گزارشی از “سابات”، سبک معماری خاص، شامل راهروهای سرپوشیده که به دلیل سایه در جاده های عمومی، دشواری رفت و آمد را در هوای گرم و سرد کاهش می دهد.

«سابات» راهروی سرپوشیده ای است که دو یا چند خانه را به هم متصل می کند و به دلیل سایه در خیابان عمومی، دشواری رفت و آمد در شرایط گرم و سرد را کاهش می دهد.

ساباط یکی از عناصر رایج معماری ایرانی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور به ویژه در مناطق کرمان، یزد، اصفهان، خوزستان و خراسان جنوبی است. منطقه ای با آفتاب زیاد و این یعنی مهندسان قدیمی معماری و شهرسازی به مردم و آسایش آنها توجه داشته اند.

در این گزارش از طریق گفتگو با یک معمار با ساباط بیشتر آشنا می شویم؛ با برخی از ویژگی های معماری ایرانی آشنا می شویم و با تاثیر معماری مدرن بر سبک زندگی آشنا می شویم.

هدف از سقف بالای راهرو چیست؟

یک معمار انواع سبت ها، عملکرد آنها و تاثیر معماری مدرن بر سبک زندگی ما را توضیح می دهد.

اگر به یزد، کرمان و سایر مناطقی که در بالا به آنها اشاره کردیم سفر کرده باشید، ممکن است سبت را -بدون اینکه نام آن را بدانید- به شکل دروازه در خیابان ها دیده باشید، اما این دروازه ها تنها یک نوع سبت هستند. سبت از نوع دیگری است و وظایفی بیش از ایجاد سایه در جاده دارد. نیکناز کچویی، استاد معماری و شهرسازی در این باره توضیح می دهد.

سبت دقیقا چیست؟

تعریف ساباط به عملکرد آن بستگی دارد و این عملکرد دارای دو بخش است: عملکردی که بر آسایش محیط تأثیر می گذارد، یعنی نقش سایه زنی است که در نگاه اول این سازه مشاهده می کنیم، اما این تنها نیست. عملکرد روز سبت؛ سبت یک کارکرد ساختاری نیز دارد.

معنی چیست؟

در مناطق گرم و خشک، دیوارهای گذر را برای ایجاد سایه بالا می‌برند، اما ارتفاع این دیوارها بدون تکیه‌گاه مشکل‌ساز می‌شود، بنابراین لازم است بین دیوارها پیوندهایی ایجاد کرد تا به هم دوخته شوند. این پیوند همان چیزی است که ما به آن زندگی مشترک می گوییم. ساباط در این چیدمان هم در معماری و هم در شهرسازی نقش داشته است زیرا از یک سو چندین خانه را به هم متصل می کند و از سوی دیگر در خیابان های عمومی فعالیت می کند. اگر سبت را از نزدیک ندیده باشید، شاید تصور آن به عنوان پیوندی بین چندین خانه برایتان آسان نباشد.

در زمان های قدیم اعضای یک قبیله، خانواده یا گروهی از افراد با پیوندهای مذهبی، شغلی و … در یک محله زندگی می کردند. خانه هایی که این افراد به یکدیگر نزدیک هستند، به وسیله سبت به هم متصل می شوند. یعنی در گذرگاه بین این خانه ها سقف ساخته می شود و در واقع نوعی گذرگاه هوا ساخته می شود که کارکردهای متعددی از جمله ایجاد امنیت دارد; ساباط در واقع نوعی حریم خصوصی ایجاد می کند، ساکنان خانه های اطراف آن برای ارتباط با یکدیگر و استفاده از قسمت سرپوشیده سابت نیازی به خروج از خانه ندارند. این موضوع به دلیل جایگاه مسائل حریم خصوصی در فرهنگ ایرانی اهمیت بیشتری پیدا می کند.

گاهی هم اتاقی روی پشت بام می ساختند که امروز حکم سالن اجتماعات را دارد و به محل تعامل تبدیل شده است. برخی از ساباط ها در شب بسته و از مکان های عمومی جدا می شدند تا از امنیت مردم اطرافشان محافظت شود. عملکرد ایمنی سبت در شهرهای مرزی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در جریان شورش ها و حملات، سبت به مانعی تبدیل شد که شورشیان نتوانستند از دیوارها فرار کنند. همچنین یک پنجره رو به خیابان دارد و اوضاع از طریق آن کنترل می شود.»

سبت انواع مختلفی دارد و این تفاوت ظاهری ربطی به سلایق مختلف سازندگان ندارد بلکه متاثر از کارکرد آن است. توضیح خانم کچویی به ما کمک می کند تا بفهمیم چقدر در این ساختار ساده از هوش استفاده شده است: “هدف مد نظر ساباط بر محل اجرا و شکل آن تأثیر گذاشته است. ساباط حجره ای در ابتدا و انتهای گذر ساخته شده است – قبلاً در مورد هدف این گذر هوا صحبت کرده ایم – و در وسط گذر از سبات های منحنی متوالی استفاده می شود که با تکرار در فواصل مختلف – همانطور که در یزد می بینید – کار سایه زنی و ساختار را انجام می دهند.

در ساخت سبت از چه مصالحی استفاده می شود؟

مصالحی که در روز سبت و به طور کلی در معماری و شهرسازی سنتی ایران استفاده می‌شود، «بقا» است، یعنی همان چیزی که در مکان وجود دارد. مناطقی که خاک خوبی دارند در ساخت و ساز از خشت و آجر استفاده می کنند و در جاهایی که معادن سنگ در دسترس هستند، ساختمان ها از سنگ ساخته می شوند. ساباط ها از خشت و آجر ساخته می شوند زیرا عمدتاً در آب و هوای خاکی مورد استفاده قرار می گیرند. قبلاً گفتیم که فرم های سبت تحت تأثیر ذائقه سازندگان خود نیستند، اما این بدان معنا نیست که سلیقه در این ساختار جایی ندارد. چیدمان زیبایی در ساباط ها به چشم می خورد که نشان می دهد در ساخت آن علاوه بر ذکاوت، ذوق و هنر نیز به کار رفته است; کاشی های رنگی، کاشی های شیشه ای و تزئینات آجری به یک چیدمان رایج سبت تبدیل شده اند. در روز سبت که ورودی کوچه محسوب می شود، کتیبه های فراوانی با نام خانوادگی، آیات قرآن و موارد مشابه وجود دارد.

توضیح خانم کچویی در مورد اصالت مطالب، نبوغ دیگری از اجداد ما را آشکار می کند. شاید فکر کنید مهندسان قدیمی چاره ای جز استفاده از مصالح بومی نداشتند زیرا نمی توانستند از امکانات امروزی برای سفارش و حمل مواد مورد نیاز خود استفاده کنند، اما همه چیز به این سادگی نیست.

خانم کچویی گفت: یکی از ویژگی های معماری ایرانی است که فواید زیادی از جمله کاهش هزینه ها و صرفه جویی در هزینه ها را به همراه دارد؛ اما این تنها یک طرف ماجراست، در هر اقلیم، نوع مصالح با توجه به شرایط موجود تعیین می شود. تفاوت دما بین شب و روز و بهترین مواد در هر منطقه با آب و هوای آن سازگار است.مهندسین قدیمی این را به خوبی می دانند و از مصالح بومی به گونه ای استفاده می کنند که ضریب هدایت حرارتی پایین و مقاومت حرارتی بالایی داشته باشند؛ در این چیدمان ، در ساختمان های قدیمی کنترل سرما و گرما عمدتاً از طریق معماری ساختمان – نوع متریال، ضخامت دیوار، ابعاد پنجره و …- و نه وسایل سرمایشی و گرمایشی انجام می شود که در بالا گفتیم که بومی بودن نه تنها در نظر گرفته می شود. در ساباط و همچنین در معماری سنتی ایران و شهرسازی به طور کلی؛ نمونه هایی را می توانید در خانه های قدیمی پیدا کنید؛ ساکنان تابستانی، ساکنان زمستانی، سرپوشیده، نمای بیرونی و …

در خانه های قدیمی فضاهای مختلفی در اطراف حیاط وجود دارد که هر کدام کاربرد خاصی دارند. فضای ضلع شمالی ساختمان که نور خورشید را به خوبی دریافت می کند و در زمستان گرم می شود، ساکن زمستانه و ضلع جنوبی که در تابستان از تابش مستقیم نور خورشید محافظت می شود، ساکن تابستان است. در این خانه ها می توان یکی دیگر از ویژگی های معماری ایرانی که همان درون گرایی است را نیز مشاهده کرد. شاید متوجه شده باشید که خانه قدیمی هیچ پنجره ای رو به خیابان ندارد و تمام اتاق ها به حیاط باز هستند. درونگرایی در معماری ایرانی در راستای مسائل حریم خصوصی بوده است.

چه اتفاقی می افتد تا زمانی که تمام جزئیات و محاسبات در معماری از بین برود و خانه های یکنواخت بدون توجه به نیاز ساکنان ظاهر شود؟

پوان کچویی تصریح کرد: بادگیر، ساباط و دیگر عناصر اصیل معماری که بر اساس نیاز مردم شکل گرفته و منطقه گرایی در آنها گنجانده شده است، حاصل معماری سنتی است و زمانی که معماری مدرن کشف شد محصول دیگری به نام همسان سازی ظاهر شد. در معماری مدرن شعار معروفی وجود دارد که می‌گوید: «خانه ماشینی برای زندگی است»؛ یعنی خانه برای خواب ساخته شده است. در ایران وقتی دانشجویان معماری برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می روند، اشتیاق پیروی از معماری غربی و همسان سازی را با خود به همراه می آورند که در این چیدمان دکوراسیون از بین می رود توجه به فرهنگ و سنت از بین می رود دیوارهایی که فضاهای مجزا دارند. حذف شده و آشپزخانه ها باز می شوند، اما این فقط ظاهر قضیه است.

مردم در خانه های مدرن زندگی می کنند، اما همچنان به سنت می چسبند. اتاق های مختلف خانه را با پرده جدا می کنند، نرده ای برای تراس تعبیه می کنند و با پله های مختلف سعی می کنند خانه را مطابق نیاز خود تغییر دهند. این رفتار همچنان ادامه دارد. در شهرهای ما خانه های شیشه ای همه ساخته می شود و بسیاری از ساکنان این خانه ها پنجره ها را با چندین لایه پرده ضخیم می پوشانند تا فضای خصوصی آنها دیده نشود. در همسان سازی نیازهای انسان نادیده گرفته می شود و در پاسخ به آن دوران پست مدرن با شعار بازگشت به گذشته فرا می رسد. اکنون می بینیم که عناصر اصلی معماری به آرامی در حال بازگشت هستند. یک آب نما کوچک در خانه و یک باغ کوچک پشت پنجره، عنصر آب و سرسبزی را به خانه بازگردانده است. اکنون مردم تعطیلات خود را صرف اکوتوریسم می کنند تا زندگی را به شیوه ای سنتی تجربه کنند. منطقه گرایی، اکولوژی، معماری پایدار و معماری سبز در کانون توجه قرار دارند. البته شهرسازی و معماری دور از توجه به نیازهای انسان است. شهرها هنوز ماشین محور هستند. قبلاً سکویی برای سالمندان دم در داشتیم که تبدیل به محل گپ و گفت همسایه ها و عابران شد و الان هم جایی برای پارک ماشین ها داریم. واضح است که افزایش جمعیت و رشد عمودی شهرها بر تغییرات ناشی از آن تأثیر می گذارد، اما برای بازگشت آسایش به زندگی لازم است بار دیگر نیازهای انسان در شهرسازی و معماری مورد توجه قرار گیرد.»

نویسنده: خدای متعال روزنامه نگاری