داماد جدید: حسودی کردم و همسرم را کشتم


بهنام ۳۲ ساله همسرش به نام مهشید را در خانه آنها (خانه پدری) در خیابان بنی هاشم با آجری به سرش کشت و در آنجا تسلیم پلیس شد.

داماد جدید: حسودی کردم و همسرم را کشتم

شهرخان: درست قبل از مراسم عقد، داماد همسرش را می کشد. خانواده عروس او را بخشیدند و قاتل دیروز در جنبه عمومی جنایت روی میز دادگاه ایستاد.

این مرد از قاضی دادگاه خواست که به دلیل بیماری خونی او را زودتر آزاد کند.

بهنام ۳۲ ساله همسرش به نام مهشید را در خانه آنها (خانه پدری) در خیابان بنی هاشم با آجری به سرش کشت و در آنجا تسلیم پلیس شد.

او پشت میز محاکمه ایستاد و به درخواست والدین همسرش به قصاص محکوم شد.

رای صادره در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفت و با پرداخت مهریه رضایت اولیای دم متوفی را جلب و از قصاص آزاد شد.

تازه عروس ها در دادگاه هستند

وی در شعبه دوم دادگاه کیفری به ریاست قاضی زالی و با حضور قاضی مستشار از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه بهنام رنگ پریده و بی حال در جایگاه ویژه ای ایستاد و گفت: مهشید پسر همسایه ماست که عاشقش شدم و با خانواده و خودمان به خواستگاری او رفتیم. . ازدواج کرد.

صحبت کرده ایم اما هنوز جشن عروسی نگرفته ایم و برای جشن عروسی آماده می شویم.

تازه عروس ها پشت سر نامزدم حرف می زنند

من به او علاقه مند بودم، اما حرف هایی که برخی از اقوام پشت سر او زدند مرا به مهشید مشکوک کرد. پشت سر همسرم حرف می زنند و می گویند دختر خوبی نیست.

وی ادامه داد: آخرین بار که یکی از بستگانم گفت مهشید را در خیابان با مرد غریبه ای دیده است عصبی شدم به همین دلیل مدام همسرم را دنبال می کردم و در محل از او درباره گذشته اش سوال می کردم. من و مهشید چند بار سر این موضوع دعوا کردیم.

آخرین ملاقات تازه داماد و عروسش

وی در توضیح این جنایت گفت: آخرین باری که در خانه پدرم بودیم دوباره از او درباره گذشته مهشید پرسیدم اما او عصبانی شد و گفت این ماجرا به من ربطی ندارد.

در همان لحظه اعصابم را از دست دادم و با یک تکه آجر که جلوی در اتاق گذاشتیم تا در باز بماند، به سرش زدم. وقتی همسرم غرق در خون روی زمین افتاد به پدر و مادرم اطلاع دادم و تسلیم پلیس شدم.

وی ادامه داد: سال هاست که بیماری خونی دارم و دارو مصرف می کردم اما در مدت سه سال و چهار ماه که در زندان بودم به دلیل شرایط نمی توانستم داروهایم را مرتب مصرف کنم.از زندان.

بیماری من تبدیل به سرطان شد

به همین دلیل بیماری ام تشدید شد و مجبور شدم هر دو ماه یکبار به بیمارستان اعزام شوم و خون دریافت کنم. اما الان بیماری من پیشرفت کرده و تبدیل به سرطان شده و حالم خوب نیست.

وی که اکنون ۳۵ سال سن دارد، گفت: با زحمت و با پرداخت جهیزیه توانستم رضایت پدر و مادرم را جلب کنم. اکنون از قاضی تقاضا دارم که به دلیل شرایط وخیم، مجازات را تخفیف دهد تا بتوانم مراحل درمانی خارج از زندان را طی کنم.

پشیمانی جدید داماد پس از قتل

این متهم با سر پایین گفت: بلافاصله پس از کشتن همسرم از کاری که کردم پشیمان شدم.

من با این اشتباه زندگی خود و خانواده ام و خانواده مهشید را سیاه می کنم. آن زمان کارگاه داشتم و ۱۵ کارمند داشتم و می توانستم زندگی خوبی برای خودم و مهشید فراهم کنم اما با اشتباهاتی که کردم همه چیز را خراب کردم.

الان مریضم و به همین دلیل از قاضی کمک می خواهم.

در پایان جلسه قاضی به شور آمد و با توجه به وضعیت بیماری متهم، وی را به سه سال و چهار ماه حبس تعزیری با احتساب روزهای بازداشت محکوم کردند و بدین ترتیب وی به زودی آزاد می شود.