داستان ناگفته جنایت در مشکین شهر


اختلاف ملکی دو خانواده در روستای داش کسان شهرستان مشگین شهر منجر به جنایت شد.

آدم کشی

محمد پسر مقتول در تشریح این جنایت گفت: با افرادی که اکنون در این پرونده دستگیر شده اند در خصوص زمینی به مساحت دو هکتار اختلاف داریم. از نظر قانونی تنها ۱۰ درصد از زمین مورد نظر متعلق به یکی از آنهاست اما او مدعی است که کل زمین متعلق به اوست. به همین دلیل موضوع را به صورت قانونی پیگیری کردیم و دادگاه با توجه به مستندات و مستندات به نفع ما تصمیم گرفت، اما مظنون اصلی این پرونده به حکم دادگاه اطاعت نکرد و هر بار به طرق مختلف مانع از کار معدن می شد و پدرم را به قتل رساند. بمیر در واقع من بارها به آنها گفته ام که هر تصمیمی که دادگاه بدهد از آن تبعیت می کنم، اما حاضر نیستم به زور پول بدهم. با این حال آنها به تصمیم دادگاه توجهی نکردند و درخواست ما برای پایان دادن به دعوا هیچ تاثیری نداشت.

وی افزود: اختلاف ما در ۳ ماه گذشته بیشتر شد به طوری که گاهی مجبور می شدیم کار معدن را تعطیل کنیم اما قاضی به ما گفت که رای به نفع شماست و به دلیل مشکل کارخانه سیمان دست از کارتان نکشید.

ما بدون توجه به تهدید آنها به کار خود ادامه دادیم تا اینکه پنجشنبه شب گذشته که پدرم به همراه یکی از رانندگان بیل مکانیکی در معدن بودند، ۳ نفر ناگهان به پدرم و راننده بیل مکانیکی حمله کردند و آنها را با چوب کتک زدند، آنها پدرم را کتک زدند و سوزاندند. من در حالی که جسد نیمه عمرش روی زمین افتاده بود. راننده بیل مکانیکی با دیدن این صحنه پتویی را روی پدرم انداخت و یک بار آتش را خاموش کرد اما دوباره به راننده ضربه زدند و پدرم را سوزاندند و دوباره او را سوزاندند و سپس دو بیل مکانیکی و خودروی پدرم نیز در آتش سوخت. کشتند و سپس از محل متواری شدند.

پسر مقتول درباره ۴ نفر دستگیر شده در این پرونده نیز گفت: همه با هم فامیل هستند. پدرم یکی از نیکوکاران روستاست و نیمی از درآمد خود را صرف کمک به مدارس، شوراهای محله، لوله کشی آب و توسعه روستا می کند. وقتی فهمیدم نمی‌خواستم خانواده‌ام بدانند پدرم چگونه کشته شده است و نمی‌خواستم آخرین عکسی که از پدرم دیدند، تصویر سوزانده شده او باشد. بنابراین من به کسی نگفتم تا زمانی که او را دفن کردند و بعد که این خبر در رسانه ها منتشر شد، خانواده من به عمق این جنایت پی بردند.